همسايهٴ خاوريشان كامبوج). بدينسان، قدرت خمر بهتدريج زوال يافت و اين به مفهوم نابودي شاهكار معروف آنگكوروات بود.1
فرمانروايان تاي در آيوتهيا بارها با دولت تاي، كه مقرش در چيِنگماي واقع در كرانههاي علياي غربي درهٴ منام بود، به كشمكش پرداختند. برمه در اين جنگها دخالت داشت و اين موجب يك سلسله جنگهاي سهگانه ميان برمه، آيوتهيا و چينگماي ميشد. فرمانروايان آيوتهيا يك هيئت خراجگزاري در سال 1371، به نانكينگ فرستادند تا جلوس نخستين امپراتور مينگ را تبريك گويد. ولي در اواخر سدهٴ چهاردهم، و تا پيش از سال 1450 يا 1500، اين فرمانروايان نيروي مسلط در جنوب خاوري آسيا بودند.
فرا راما تيبودي، نخستين شاه آيوتهيا نهتنها فاتحي بزرگ، بلكه مديري توانا بود كه قوانين كشورش را تنظيم كرد و فرهنگ سيام را سازمان داد. آيوتهيا درست چهار قرن پايتخت بود، يعني تا سال 1767، كه بهدست برمهايها ويران شد. آنگاه پايتخت به دهانهٴ رود منام، يعني بانكوك انتقال يافت و تا امروز در همانجاست.
زبانهاي تاي خانوادهٴ بزرگ همگوني هستند كه مهمترينشان زبان سيامي است. خط سيامي در سال 1293، ايجاد شد. قبايل تاي خود را چام يا شام مينامند (به تلفظ برمهاي، شان) و نام سيام از همين واژه آمده است.
فرهنگ تايلند بودايي بود، ولي بر شالودهاي برهمايي، كه بهخاطر استفاده از آن در مراسم سلطنتي و ساير امور موسمي بهخوبي حفظ شده بود، زيرا براي آنها دين بودايي تشريفات مناسبي نداشت. بهخاطر نبودن اسناد مكتوب، تاريخ پيكرتراشيِ تايلند يكي از بهترين امكانات را براي درك فرهنگ قديم تاي فراهم ميآورد.
اين يادداشتها، كه ميشد آن را خيلي گسترش داد، براي عرضهٴ تصويري كلي از منظرهٴ سياسي جهان در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم، كافي است. بخشي از آن به مسائل شرق اختصاص داده شده است تا براي بررسي جهان بهصورت كلي، بخش شرقي آن را هم بتوان بهخوبي غرب ملاحظه كرد. يادداشتهاي تاريخي بيشتري در برخي مقالات اين جلد گنجانده شده است، تا هرجا كه لازم باشد موجب تمديد حافظهٴ خواننده گردد و هر جا كه ميسر بوده اين كار بهاختصار صورت گرفته است. تاريخ انديشه كه مورد نظر ماست بيشك تحت تأثير رويدادهاي نظامي، سياسي، اقتصادي و گاه رويدادهاي كوچكي بوده كه تأثيري بسيار عظيم داشتهاند. براي مثال در